الگوهاي معماري مديريت دانش


الگوهاي معماري مديريت دانش

چكيده

معماري دانش، يکي از زيرمجموعه هاي معماري سازمان است و به عنوان يكي از اجزاي اصلي سيستمهاي مديريت دانش مکان و چگونگي کسب و انتقال دانش را مشخص مي‌کند و مشتمل بر سه بخش اساسي: مهارت، اطلاعات و ساختار است كه نوآوري نيز جزيي از آن به شمار مي رود (رادينگ، 1383). به بيان ديگر؛ معماري مديريت دانش، طرح کلي زير ساخت فني مديريت دانش را در دسترس قرار مي دهد. تاكنون تحقيقات بر روي معماري دانش بيشتراز نظر مديران دانش و يا توسعه دهندگان سيستم ارائه شده است وتحقيقات کمتري از ديدگاه كاربران دانش بر روي معماري دانش صورت گرفته است. بنابراين مطالعات گذشته بر روي تصفيه دانش، ارائه ساختار دانش و اجراي استراتژيهاي مديريت دانش در سطح شركتي متمركز بوده اند. بر همين اساس پژوهشگران چندين مدل معماري دانش سازماني را پيشنهاد کرده اند که در اين مقاله به معرفي بعضي از مهمترين آنها و سپس تحليل آنها خواهيم پرداخت.

ادامه نوشته

مديريت دانايي؛ رويكردي استراتژيك

چكيده
امروزه سازمانها دريافته اند كه هيچ چيز بــــه اندازه دانايي نمي تواند آنها را در دنياي رقابتي مطلوب قرار دهد. لذا بيش از هر چيز كاركنان سازمان به عنوان صاحبان دانايي و مهمترين سرمايه سازمان مورد توجه قرار گرفته اند، و مديريت دانايي به عنوان ابزاري كه مي تواند دانايي موجود را گردآوري و نظم و پويايي بخشيده و در كل سازمان اشاعه دهد اهميت يافته است. اما تجربه بسياري از شركتها در مورد مديريت دانايي به شكست انجاميده است و اين به آن جهت است كه به مديريت دانايي به عنوان يك امر موقت زودگذر نگريسته شده است. در حالي كه امروزه ضرورت توجه مديريت دانايي به عنوان ابزاري استراتژيك جهت پيشبرد منابع سازمان و موقعيت در عرصه رقابت مطرح است. اين امر بيانگر اين است كه بدون توجه به اصل مديريت دانايي و شناخت سازمان نسبت به آن نمي توان از آن در سازمان بهره گرفت.

ادامه نوشته

مدیریت دانش و سرمایه های انسانی

چكيده
مديريت دانش و حيطه هاي مربوط به آن بر اين واقعيت تاكيد دارند كه در فضاي اقتصاد نوين جهاني، دستيابي به مزيت رقابتي پايدار درگرو ظرفيت و توانايي سازمان در توسعه و استفاده صحيح از منابع مبتني بر دانش سازمان است. البته تمامي منابع سازماني از اهميت يكساني براي دستيابي به اين مزيت رقابتي برخوردار نيستند. اين مقاله مي كوشد تا چهارچوبي جامع جهت تجزيه و تحليل سرمايه انساني در سه حوزه مديريت دانش، سرمايه فكري و مديريت استراتژيك منابع انساني در جهت دستيابي به مزيت رقابتي پايدار ارائه كند.
در نهايت باارائه ماتريسي با دو بعد ارزش استراتژيك و منحصر به‌فرد بودن سرمايه فكري، دانش را به چهار گروه ويژه، عادي، محوري و الزامي تقسيم و راهكارهاي لازم را جهت بهره‌گيري از اين سرمايه هاي انساني ارائه مي كند.

ادامه نوشته

مديريت دانش در سازمان‌ها: بررسي تأثير متقابل فناوري، فنون و انسان

چكيده

مقالهء حاضر حاوي مباحثي دربارهء اين است كه چگونه مي‌توان فرآيند مديريت دانش را به فعاليتهايي در زمينهء ايجاد دانش، اعتبار بخشي به دانش، نمايش و عرضهء دانش، اشاعهء دانش و فعاليتهاي بهره‌گيري از آن تقسيم‌بندي نمود. سازمان‌ها به منظور استفاده از دانش بايد به سرعت در فعاليت‌هاي مربوط به مديريت دانش موازنه ايجاد كنند. عموماً برقراري چنين موازنه‌اي نيازمند ايجاد تغييرات در فرهنگ سازماني، فناوري‌ها و فنون است. برخي از سازمانها بر اين باورند كه با تمركز صرف بر افراد، فناوري و فنون مي‌توان دانش را مديريت كرد. تمركز صرف بر اين سه عامل به ادامه فعاليت‌هاي رقابتي سازمان‌ها كمك نمي‌كند بلكه تعامل بين اين‌ها است كه به شكل مؤثري سازمان را در زمينهء مديريت دانش خود توانمند مي‌سازد. با ايجاد يك محيط كاري پويا و آموزنده سازمان‌ها مي‌تواند پيشرفت‌هاي رقابتي‌شان را حفظ كنند.

كليدواژه‌ها: فناوري اطلاعات/ مديريت دانش/ سيستم‌هاي مديريت دانش/ دانش‌پژوهان/ تعامل

ادامه نوشته

اولويت انتخاب بين مديريت دانش و مهندسي مجدد در سازمان

چكيده

مديريت دانش روشي سيستماتيك براي تشخيص، سازماندهي و به اشتراك گذاشتن دانش در سازمان است كه مي‌تواند در نهايت به توليد دانش بيشتر در سازمان نيز منجر گردد. امروزه مديران ارشد سازمانها دريافته‌اند كه سرمايه‌هاي دانشي در سازمان از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار بوده و مي‌بايست توان زيادي را براي مديريت سرمايه‌هاي دانشي و دانش نهفته در فرايندهاي سازمان خود صرف كنند. از طرفي، گاه فرايندهاي سازمان از كارايي كافي برخوردار نبوده و مديران را به انديشه‌هايي چون مهندسي مجدد، فرايندها جهت اصلاح مكانيسمها و فرايندهاي سازمان خود وا مي‌دارند. ولي سوال اينجاست كه بين مديريت دانش و مهندسي مجدد، كدام يك مي‌بايست در ابتدا در دستور كار سازمان قرار گيرد تا بهترين نتيجه عايد سازمان گردد؟ اين مقاله به دنبال پيدا كردن پاسخي به اين پرسش است.

ادامه نوشته

ارائه چارچوبي جهت پياده سازي مديريت دانش در كسب و كارهاي كوچك و متوسط..

مقاله ارائه شده در اولین کنفرانس مدیریت دانش، بهمن ماه 1386

دكتر كامبيز طالبي، حميدرضا محمدي، مهدي رحيمي گزینش و تلخیص: مرجان شعبانی

مقدمه تعریف دقیق و یکسانی از صنایع کوچک و متوسط (SME ها) وجود ندارد و معیار تعریف ارائه شده برای آنها در کشورهای مختلف، متفاوت است. طبق تعریف مرکز آمار ایران، صنایع کوچک با تعداد کارکنان کمتر از 9 نفر تعریف می شوند؛ اگرچه صنایع با تعداد کارکنان زیر 50 نفر را نیز می توان SME دانست. تعداد SME ها در مقایسه با کل صنایع درصد بالایی را تشکیل می دهد و این یکی از دلایل اهمیت آنها در اقتصاد کشورها است. برای مثال 99.8 درصد از کسب و کارهای موجود در اتحادیه اروپا و 99 درصد از کسب و کارهای فعال در امریکا و ژاپن را SME ها شامل می شوند.

ادامه نوشته